پليسه ترکه رو با يه دختر ميگيره ميگه : صيغه س يا عقديه ترکه ميگه : جنده س نقديه
قدرت ديد خانومها: يک تار مو را روي کت شوهرشون ميبينن اما يه تير چراغ برق را هنگام رانندگي
نميبينن
قصه های چتی:
قصه از كجا شروع شد.... از چت و ميل شبونه.... از پي ام دادن تو روم و.....يه سلام عاشقونه....آن شدم به مهربوني....تا بگم با تو مي چتم....تا بگم بموني آنلاين....اي فرند ليست قشنگم......بازم آف عاشقونه....ايميل هاي بي نشونه....اين ياهو كاشكي ....همين جوري بمونه....بازم آف عاشقونه....ايميل هاي بي نشونه.....اين ياهو كاشكي .....همين جوري بمونه
ترکه می ره کلانتری می گه قربان زنم گم شده ! افسره می گه : مشخصاتش رو بگو . ترکه می گه: یعنی چی؟ افسره می گه: مثلا من زنم 60 کیلو . قد بلند . موهاش طلایی .ترکه می گه: زن من رو ولش بریم زن تو رو پیدا کنیم!!!
ترکه رادیو گوش می داد رادیو می گه خیابون انقلاب به امام حسین بسته است. ترکه می گه خوب بابا چرا قسم می خوری حالا؟
inam webloge bache haye ahvaz ke akhareshe
مشخصات كلي متولدين خرداد ماه:
اهل تنّوع ، واقعاْ باهوش ، سريعالانتقال ، متلّونالمزاج ، غير پايدار ، عاشق كارهاي فكري ، كنجكاو ، پرانرژي ، داراي شخصيّت دوتايي ، بيثبات ، دمدمي مزاج ، هرگز كار را تمام نميكند ، عاشق مسافرت ، معاشرتي ، سر به هوا ، زرنگ ، قابل تطبيق با هر محيط ، پي به اسرار ميبرد ، نا آرام ، در جستجوي مطالب جديد ، واقعاْ با سليقه ، ماهر ، داراي قدرت فكري زياد ، آدم شناس ، عاشق برنامههاي كوتاهمدت ، منطقي ، عاشق حركت ، متنفّر از تقلّب ، عاشق كامپيوتر ، از كار طولاني خسته ميشود، عاشق شطرنج ، زود جوش ، در يكجا بند نميشود ، نرم و غيرمستقيم حرف ميزند ، قابل انعطاف ، عاشق مطالعه ، عاشق
جمع مردم ، رنگارنگ ، داراي قوّه تخيّل زياد ، خوش سر و زبان ، ماجراجو و بي ثبات ، شيك پوش ، غير حسود ، گاهي شاد و گاهي غمگين ، گاهي پر حرف و گاهي خاموش ، نكته سنج ، اهل هنر ، خواهان وفاداري ، كم حرف ، آب زير كاه ، اهل معاشرت ، رويائي ، بي قرار ، اصلاْ رويش حساب نكنيد ، ميل ندارد كسي از كارش سر در بيارد ، با انصاف ، بدقول ، اهل زخم زبان ، گاهي لجباز ، عاشق غذاهاي تند .
دیوار نویسی دانشگاهی:
-امروز چقدر ناز شدی تو!
-خدایا چرا روستای ما اینقدر کوچک است
-من مسؤلیت ترور آشپز سلف را به عهده می گیرم
-جناب آقای استاد فلانی! روای[...]
-مرده شور هر چی بچه تهران سوسول را ببرد!!
-چرا نمی فهمی دوست دارم الاغ!!
-هر کس این دیوار نوشته را بخواند خر است!
-خدایا پوسیدم در این خوابگاه!
-کنه آرگاس به صورت .....تولید مثل می کند!
دیوار نویسی پادگانی:
- جناب سرهنگ !به مادر محترم سلام مرا برسان!
-چون می گذرد غمی نیست
-یادگاری از رجبعلی دست بیل اعزامی از قربیل آباد خپل
-ژیلا خواهش می کنم برای من صبر کن!(هوووووو)
-این خانه قشنگ است ولی خانه من نیست
-این آش چه زیباست ولی آش ننم نیست!!
-اگه اضافه خدمت نخورده بودم شش ماه پیش ترخیص شده بودم
-وقتی گلنگدن عشقم را کشیدم و به سمت تو شلیک کردم
جا خالی دادی !خیلی نامردی!!
-چیست این افسانه ی هستی خدایا چیست
-خدایا کف کردیم از بی سیگاری!
اینجا جایی است که خر وارد می شوی و آدم از آن بیرون می روی!
-می خواهم فرار کنم ولی جرأتش را ندارم
-لعنت به برجک نگهبانی
-پاسبخش]...[ ترین موجود روی زمین است
دیوار نویسی مدرسه دخترانه:
-دارم عاشق می شم عاشق !!!!!!!!!!!!!!!
-مادر!پدر!چرا نمی فهمید من بزرگ شده ام( تو رو خدا ، جون
من؟!!!)
Tel:-52988766
-برادر نگاهت را!
-فرامرز آخه تو کی حبست تموم می شه؟
-چرا باید تو مدرسه دختروونه حجاب داشته باشیم؟(واسه ی آبدارچی!!)
-الهی برادر بزرگم برود زیر تریلی 18چرخ(آمیییییییییییییین)
book-کتاب=
حالشو بردید؟!!اینم ازطرحی نو ولیکن ترکاکی !!!
مگر نظر ندی ببین چند وقته به حال خودت گذاشتمت روت وا شده اگه خوندی نظر ندادی الهیییییییییی همینطور که دهنت وا شده از شدت قهقهه یه خر مگس سبز خوشکل بره تو حلقت هی اونجا ویز ویز کنه!!!
شک وتردید است
----------------------------------------------
فراموش کردن همان چیزی است که مردم این سیاره به آن هوشیاری می گویند
------------------------------------------------------------------------------------------
سر زدن به عالم فنا گر چه بد نیست
اما بهتر است آن را زادگاه خویش نخوانیم
>>>>>>>>>>>از ریچارد باخ
حالا از شکسپیر:
>>>>عشق اهریمن است و اهریمن دیگری هم جز عشق وجود ندارد
اینم از خودم: نظر یادتون نره![]()
![]()
![]()
امیدوارم همتون خوب وخوش وسلامت باشید
جونه پینوکیو نظر بدین![]()
فرو بسته است وحشت در به روی هر تپش هر بانگ
چنان که من به روی خویش
در این خلوت که نقش دلپذیرش نیست
و دیوارش می خواندم در گوش:..............میان این همه انگار
چه پنهان رنگ ها دارد فریب زیست!!
شب از وحشت گرانبار است.
جهان آلوده ی خواب است و من در وهم خود بیدار:
چه دیگر طرح میریزد فریب زیست
در این خلوت که حیرت نقش دیوار است؟
سهراب سپهری......هشت کتاب
زندگی قشنگه ...........
این دیوونگیه که از همه ی گلای رز متنفر بشیم چون خار یکیشون رفته تو دستمون ........
همه ی رویاهامونو فراموش کنیم چون یکیشون واقعی نشده .............
هیچ عشقی رو باور نکنیم چون یه نفر بهمون خیانت کرده ..........
به همه ی شانسا پشت پا بزنیم چون یکی از تلاشامون بی ثمر مونده ............
امیدمونو از دست بدیم چون یه بار تو زندگی شکست خوردیم .............
از تلاشو کوشش دست بکشیم چون یکی از کارامون بی نتیجه مونده ...........
همه ی پیشنهادای دوستی رو رد کنیم چون یکی از دوستامون رابطه مونو زیر پا گذاشته .........
نه ........ نه .......... نه ..........
زندگی خیلی قشنگه و هر لحظه از زندگی پر از رویاها و عشق ها و بخت ها و امیدها و دوستی ها و ... نیروهای جدیده .......
پس فقط باید قوی بود و در انتظار فرصتای جدید به زندگی لبخند بزنیم ....
و دعا کنیم بتونیم .
-------------------------------------------
از وبلاگ تایماز<<<<<<<![]()

مي نويسم
با لبخندي زخمي
با چشمهائي در بند
با نفسهاي مكرر
و تپيدن قلبهائي سنگي
و نگاهت مي كنم
و لحظه اي چشم در چشم
خيره مي مانيم
مي گريزي از من
از نگاه من
از سياهي بي انتهاي چشمان تاريك من
كه سرريز از اشكهائي است كه سالهاست خشكيده اند ...
و هراسناك
مي گريزي از من
و نگو نمي تواني
مي دانم مي داني چه را از سياهي چشمهايم هديه مي كنم
اندوهي به وسعت اقيانوس
و نگاهي به تنيدگي جسمم ميان سپيدي پارچه اي از جنس حجاب هزار ساله خاك ...
شايد دعوت نامه اي به جشن خنده هاي خون آلودم ...
۲-ترکه بی خریت
۳-اصفهانی بی منت
۴-تهرانی با شهامت
۵-یزدی با معرفت
۶-لر با شخصیت
۷-عرب با تربیت
با عرض معذرت
ادامه مطلب

دیگر حتی بالی نمانده
که به خود برگردم
و به آسمانم برسم
تنها مانده ام
و خون آلود و خواب زده
٬ خسته ...
و مرگ نیز حتی
واژه پوچی است
وقتی که زنده ٬ جان داده باشی ...!
و نگاهت همیشه به دنبال لحظه ای باشد
که گمان کنی زنده ای...
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
*-از وبلاگ تنهاییها
سرد
سربی و سنگین
خسته
خواب می بینم ...
خواب می بینم
خواب ...
و شبی از شبها
لذتی را میان نگاههایم به تو می چشانم
و جسمم ...
و روحم
...
می میرم
در آغوش مرگ سرد...
تن در می دهم به زخمهای بی پایانم
تن می دهم به خشکی کویری از جنس تنهائیهایم
و نمی گذارم
و نمی گذارم که بشکنی
نمی گذارم از کنارم بروی ...
نمی گذارم ...
آرام آرام می میرم
همچون ستاره هائی که می افتند در آغوش سیاهیها
میمیرم اما
نمی گذارم بشکنی
نمی گذارم ...
نمی گذارم میان سیاهی های من ،
فرو بروی
نمی گذارم ...
تنها بمانی
با اینکه می خواهم بروم
ترک کنم خودم را
زندگی ام را
...
و همین انتهای قصه من است
تنها میان نگاهم بخوان که چقدر خسته ام ...
---------------------------------------------------------
*- از وبلاگ تنهائیها
اگر تو دنیا قرار جای چیزه دیگه ای باشم دوست داشتم جای اشکهای رو گونه هات باشم چون.......تو چشات متولد میشم ...رو پلکات جون میگیرم....رو گونه هات جاری میشم ووووووووووو......رو لبات میمیرم![]()
برای یاسی
درجات پيری
1.جنين 2.نوزاد 3.خردسال 4.کودک 5.نوجوان 6.جوان 7.ميان سال 8.پير 9.فرتوت 10.کهنسال 11.فسيل 12.علی دايی...!!
فقط یه شوخی!
تو شيراز مادر رو از دختر نميشه تشخيص داد تو اصفهان گدا رو از پولدر تو تهران دخترو از پسر!!
sex.......... sex........... sex......... sex....... sex........ sex....... sex........ sex........ sex....... sex......... sex........ sex........ sex........ sex........ akheysh sexsekam band omad!
..............................................................................................................
آفريقيها يه ضرب المثل دارن که ميگه:" هشابن تنت هب رس ماخيم"، يعني خيلي دوستت دارم، اينقدر که جونم را برات ميدم، جالب اينه که اگه برعکس بخوني هم همين ميشه، ميگي نه بر عکس بخونش
..............................................................................................................
مجموعه نوشته هاي پشت تريلي هاي جاده::::::::1-به حرمت اشک مادر توبه کردم --2 -داني که چرا راز نهان با تو نگفتم / طوطي صفتي طاقت اسرار نداري --3 -بوق نزن شاگردم خوابه --4 -بي تو هرگز............باتو؟؟؟؟عمرا-- 5 -از عشق تو ليلي...........رفتم زير تريلي(واسه گريسکاري) --6 -اگه مي توني اين تابلو رو بخوني يعني فاصلت خيلي کمه فاصله رو رعايت کن -7-- دنبالم نيا اسيرم مي شي-- 8 -گشتم نبود ............نگرد نيست-- 9 -سر پاييني برنده سر بالايي شرمنده
دفتري از شعر و از عطر بهار
عشق يعني يك تمنا , يك نياز
زمزمه از عاشقي با سوز و ساز
عشق يعني چشم خيس مست او
زير باران دست تو در دست او
عشق يعني ماتهب از يك نگاه
غرق در گلبوسه تا وقت پگاه
عشق يعني عطر خجلت ....شور عشق
گرمي دست تو در آغوش عشق
عشق يعني "بي تو هرگز ...پس بمان "
تا سحر از عاشقي با او بخوان
عشق يعني هر چه داري نيم كن
از برايش قلب خود تقديم كن
اسيري خسته اي افسرده جاني
تذروي آِيان بر باد رفته
به دام افتاده اي از ياد رفته
دلم بيمار و لب خاموش و رخ زرد
همه سوز و همه داغ و همه درد
بود آسان علاج درد بيمار
چو دل بيمار شد مشكل شود كار
نه دمسازي كه با وي راز بگويم
نه ياري تا غم دل باز گويم
درين محفل چون من حسرت كشي نيست
بسوز سينه من آتشي نيست
الهي در كمند زن نيفتي
وگر افتي بروز من نيفتي
ميان بر بسته چون خونخواره دشمن
دلازاري بآزار دل من
دلم از خوي او دمساز درد است
زن بد خو بلاي جان مرد است
زنان چون آتشند از تندخويي
زن و آتش ز يك جنسند گويي
نه تنها نامراد آن دل شكن باد
كه نفرين خدا بر هر چه زن باد
نباشد در مقام حيله و فن
كم از نا پارسا زن پارسا زن
زنان در مكر و حيلت گونه گونند
زيانند و فريبند و فسونند
چو زن يار كسان شد ما را زوبه
چون تر دامن بود گل و خار از او به
حذر كن ز آن بت نسرين برودوش
كه هر دم با خسي گردد هم آغوش
منه در محفل عشرت چراغي
كزو پروانه اي گيرد سراغي
ميفشان دانه در راه تذروي
كه ماوا گيرد از سروي به سروي
وفاداري مجوي از زن كه بيجاست
كزين بر بط نخيزد نغمه راست
درون كعبه شوق دير دارد
سري با تو سري با غير دارد
جهان داور چو گيتي را بنا كرد
پي ايجاد زن انديشهها كرد
مهيا تا كند اجزاي او را
ستاند از لاله و گل رنگ و بو را
ز دريا عمق و از خورشيد گرمي
ز آهن سختي از گلبرگ نرمي
تكاپو از نسيم و مويه از جوي
ز شاخ تر گراييدن به هر سوي
ز اواج خروشان تندخويي
ز روز و شب دورنگي ودورويي
صفا از صبح و شور انگيزي از مي
شكر افشاني و شيريني از ن ي
ز طبع زهره شادي آفريني
ز پروين شيوه بالا نشيني
ز آتش گرمي و دم سردي از آب
خيال انگيزي از شبهاي مهتاب
گرانسنگي ز لعل كوهساري
سبكروحي ز مرغان بهاري
فريب مار و دورانديشي از مور
طراوت از بهشت و جلوه از حور
ز جادوي فلك تزوير و نيرنگ
تكبر از پلنگ آهنين چنگ
ز گرگ تيز دندان كينه جويي
ز طوطي حرف نا سنجيده گويي
ز باد هرزه پو نا استواري
ز دور آسمان نا پايداري
جهاني را به هم آميخت ايزد
همه در قالب زن ريخت ايزد
ندارد در جهان همتاي ديگر
بهدنيا در بود دنياي ديگر
ز طبع زن به غير از شرر چه خواهي ؟
وزين موجود افسونگر چه خواهي ؟
اگر زن نو گل باغ جهان است
چرا چون خار سرتا پا زبان است ؟
چه بودي گر سراپا گوش بودي
چو گل با صد زبان خاموش بودي
چنين خواندم زماني دركتابي
ز گفتار حكيم نكته يابي
دو نوبت مرد عشرت ساز گردد
در دولت به رويش باز گردد
يكي آن شب كه با گوهر فشاني
ربايد مهر از گنجي كه داني
دگر روزي كه گنجور هوس كيش
به خاك اندر نهد گنجينه خويش
رياضيات عشق
يک مرد زيرک + يک زن زيرک = دعوا
يک مرد زيرک + يک زن ابله = ماجراي جنسي
يک مرد ابله + يک زن زيرک = دوستی
يک مرد ابله + يک زن ابله = ازدواج
رياضيات خريد
مرد براي جنس يک دلاري حاضر هست تا دو دلار بپردازد زيرا به آن نياز دارد
زن براي جنس دو دلاري بيش از يک دلار نمي پردازد و تازه به آن نيازي هم ندارد
معادلات و آمارها
يک زن نسبت به آينده خود نگران است تا آنکه شوهر گير بياورد
يک مرد هرگز نسبت به آينده خود نگران نيست مگر آنکه زن بگيرد
يک مرد موفق کسي است که بيشتر از آنکه زنش بتواند خرج کند پول دراورد
يک زن موفق کسي است که بتواند يک چنين مردي را به تور بزند
گذشت روزگار
مردها تا بچه هستند عاشقه ماشينن وقتي بزرگ ميشن عاشقه عروسك ميشن ( دختراي خوشگل)
زنها تا بچه هستند عاشقه عروسكن وقتي بزرگ ميشن عاشقه ماشين ميشن ( مردهاي ماشين دار)
خوشبختي
زن براي آنکه با مردي احساس خوشبختي کند بايد او را به ميزان زيادي درک کند و مقدار کمي هم دوست داشته باشد
مرد براي آنکه با زني احساس خوشبختي کند بايد او را به ميزان زيادي دوست داشته باشد ولي هيچ وقت در صدد درک او بر نيايد
حافظه
هر مرد متاهلي بايد اشتباهات خويش را بدست فراموشي بسپارد زيرا دليلي ندارد دو نفر يک چيز واحد را به ياد داشته باشند!!
شکل ظاهر
مردان به همان وضع ظاهر خوبي که شبها به رختخواب مي روند از خواب بر مي خيزند
زنان معلوم نيست چرا ظاهرشان از شب تا صبح رو به خرابي مي رود
تمايل به تغيير
وقتي زني با مردي ازدواج مي کند، انتظار دارد که شوهرش تغيير کند، که نمي کند
وقتي مردي با زني ازدواج مي کند انتظار دارد که همسرش تغيير نکند، که مي کند
تکنيک مباحثه
يک زن در هر مباحثه اي حرف آخر را مي زند
هر چيزي که مرد بعد از آن حرف آخر بر زبان آورد ، خود سر آغاز مباحثه جديد ديگري است
من پی کون تو بودم از ازل
ای نوای کون تو چون ساز نی
داغ کونت من ببینم تا به کی؟![]()
Roozy bood roozegary nadasht jangaly bood ke derakht nadasht dar in jangal shekarchi bood ke tofang nadasht roozy in shekatchi ba tofangy ke feshang nadasht ahooye shekar kard ke sar nadasht va an ra dar kiseyee andakht ke tah nadasht in sher shaery dasht ke esm nadasht doroste saro tah nadasht amma arzeshe sare kar gozashtan ro dasht![]()
حیف
حيف لحظه هاي خوبي كه براي تو گذاشتم
حيف غصه اي كه خوردم، چون ازت خبر نداشتم
حيف اون روزا كه كلي ناز چشماتو كشيدم
حيف شوقي كه تو گفتي داري اما من نديدم
حيف حرفاي قشنگي كه براي تو نوشتم
حيف رويام كه واسه تو از قشگياش گذشتم
حيف شبها كه نشستم با خيالت زير مهتاب
حيف وقتي كه تلف شد واسه ديدن تو، توي خواب
حيف با وفايي من، حيف عشق و اعتمادم
حيف اون دسته گلي كه، توي پاييز به تو دادم
حيف فرصتهاي نقرم، حيف عمرم و دقيقم
حيف هر چي به تو گفتم، راس راسي حيف سليقم
حيف اشكايي كه ريختم واسه تو دم سپيده
حيف احساس طلاييم، حيف اين عشق و عقيده
حيف شاديم توي روزي كه مي گن تولدت بود
حيف عاشقيم كه گفتي اولش كار خودت بود
حيف اون همه قسم ها كه به اسم تو نخوردم
حيف نازي كه كشيدم چون كه طاقت نياوردم
حيف اون كسي كه دائم عاشقم بود توي رويا
حيف كه تو از راه رسيدي اونو دادمش به دريا
حيف چيزي كه ندارم، حيف ذوقي كه نكردي
حيف گرماي دستم، كه سپردمش به سردي
حيف قلبم كه يه روزي دادمش دستت امانت
حيف اعتماد اون روز، حيف واژه خيانت
حيف اون شبي كه گفتم پيش تو كم ستاره
حيف اون حرفا كه گفتي، گفتم اشكالي نداره
حيف چشمايي كه گفتم، به تو با لباي خندون
حيف آرزوي ديدار، با تو بودن زير بارون
حيف هر چي كه سپردم، حيف هر چي كه نبودي
حيف تكليفم، بياو روشنش كن تو به زودي
ما انقلاب کردیم یا انقلاب ما را؟
حافظ بگفت از غیب جانا که غافلی تو
آخوندهای این قوم کردند هر دو تا را
عشق يعني حسرت شبهاي گرم
عشق يعني ياد يک روياي نرم
عشق يعني غرقه گشتن در سراب
عشق يعني حلقه هاي بي حساب
عشق يعني تا ابد بي سرنوشت
عشق يعني آخر خط بهشت
عشق يعني گم شدن در لحظه ها
عشق يعني آبي بي انتها
عشق يعني زرد و تنها وغريب
عشق يعني سرخي ظاهر فريب
-
midoonin tafavote shahrdari ba seda va sima chie :avali ashghal jam mikone dovomi ashghal pakhsh mikone

Womens are like an internet VIRUS: They ENTER
خیانت
خوبيش اينه لااقل واست قسم نخوردم
راستي چه عالمي بود اگه بدا نبودن
جدا مي شيم ما از هم، چون خيلي ها حسودن
ديشب تا صبح نشستم زير نگاه مهتاب
تو خيلي خوبي اما، فقط تو عالم خواب
عكسا و هديه هاتم، مي دم به يه واسطه
تا كه به خير و خوشي، تموم شه اين رابطه
حرفاي عاشقونه همش ماله قديمه
مث همون حرفا كه ماها بهم زديمه
هر وعده اي كه دادي به هركسي عمل كن
غصه هاشو يه جوري، با مهربوني حل كن
نذار كه عشقت واسش مشكل و دردسر شه
نذار كه از دست تو، راهي يه سفر شه
چه وقتايي تلف شد با تو سر قرارا
تكليفا روشن مي شه هميشه تو بهارا
گناه تو همين بود نداشتن صداقت
اما گناه من بود نكردن خيانت
سفيدي نگاهت، نابه شبيه برفه
آب مي شه زود و فقط به قيمت يه حرفه
ديگه خدانگهدار، لحظه هاي قيمتي
منو ببخش عزيزم هركي داره قسمتي
دنيارم اگه بدي دلم ازت صاف نمي شه
دلي كه بشكنه و كدرشه، شفاف نمي شه
نه ديگه، دوست دارم محاله باورم بشه
اسم تو ديگه محاله تو دلم جا بشه
حيف اون بتي كه از تو براي خودم ساخته بودم
من مقصر نبودم چون تو رو نشناخته بودم
اصل مطلب اينه كه برو پي كار خودت
ديگه نمي خوامت، لعنت به تو و اون روز تولدت

