تبليغاتX
پسری رو به موت (کنکورو میگم)
سلام به همه ی عزیزانی که به من لطف دارن و نظر میدن

راستش یکی از دوستام وبلاگ زده ولی هنوز خوب تبلیغ نکرده

منم گفتم یه پیام بازرگانی دیگه بدم

امیر پیت حتما سر بزنید آخرین پستش خیلی قشنگه

ولی حالا که می خوام تبلیغ کنم اسمه چند وبه دیگه رو هم میزارم

http://www.matarsak.blogfa.com/

این بالایی وبلاگه ربکا خانمه که خیلی هم طرفدار داره 

http://www.shasoome.blogfa.com/

اینم وبلاگه صوفیا و شهرزاد که در واقع ورودیه بقیه ی وبلاگاشونه

http://pesaranedarbedar.blogfa.com/ این وبلاگه آقا منصوره داستان نویسه که داستاناش در مورده یه حاجیه خیلی مشتیه

http://www.shaytoonayetehrooni.blogfa.com/ وب لاگه شیطونای تهران که خیلی ملی گرا هستند

http://www.shaghayegh200sh.blogfa.com/ چرا اینقد دنباله جوک می گردید یه سر بزنید میفهمید

 

 

نوشته شده توسط پادشاه کبیر (کوروش) در شنبه بیست و یکم مرداد 1385 ساعت 19:2 | لینک ثابت |
يک روزپسرم گريه کنان ازمدرسه به خانه آمد زيرا يکي از همکلاسيهايش از بالای يکي از وسايل های بازی سقوط کرده ومرده بود.پهلوی او نشستم و گفتم:عزيزم ميدانم چه احساسي داری.دلت برای او تنگ مي شود.اما يک نکته را بايد بداني که علت احساس تو آن است که تو هم يک کرم درخت هستي.گفت:منظورت چيست؟گفتم:در زندگی کرم درخت زمانی ميرسد که خيال مي کند مرده است.ميدانی کدام مرحله است؟گفت:آه بله واگر يک پيله را بشکافی چيزي در آن چيزیمي بيني شبيه کرم نيست و بيشتر مردم از جمله خود کرم درخت فکر ميکنند آن کرم مرده است اما در واقع کرم در حال دگرديسي است .آيا تو ميدانی به چه چيز تبديل مي شود؟ گفت:بله پروانه گفتم:آيا کرمهای کوچک که در روی زمين هستند آن تبديل را مي بينند؟گفت:نه گفتم:وقتي يک کرم ازپيله خارج ميشود چه کار مي کند؟ گفت:پرواز گفتم:بله بالهايش را در نور آفتاب خشک مي کند بعد پرواز مي کند در اين موقع خيلي زيباتر از موقعی است که به صورت کرم بود. آيا پروانه آزادی بيشتری دارد ياکرم درخت؟گفت:پروانه گفتم: به پروانه بيشتر خوش ميگذرد يا به کرم درخت؟ گفت : پروانه گفتم: پروانه چون بال دارد و ميتواند پرواز کند آزادتر است.من فکر ميکنم دوست تو هم آن بالها را دارد.ببين ما نبايد تصميم بگيريم که هر کسی چه موقع به پروانه تبديل شودشايد اصلا اين کار در نظر ما غلط باشداما خداوند بهتر از ما ميداند که هر کسی را چه موقع به پروانه تبديل کندمثلا الان زمستان است و تو دلت ميخواهد تابستان باشداما خواست خدا چيز ديگری است و برنامه هايي دارد که درک آنها برای ما مشکل است ما بايد به خداوند ايمان داشته باشيم و به خواست او راضي باشيم زيرا او خالق پروانه است.اگر ما بصورت کرم درخت باشيم ممکن است اصلا ندانيم که در دنيا پروانه هم وجود داردزيرا آنها از بالای سر ما پرواز ميکنند اما بايد بدانيم که پروانه ها واقعا وجود دارند.در اين موقع پسرم مرا بغل کرد و
گفت:شرط مي بندم که دوست من پروانه زيبايي شده است.
نوشته شده توسط پادشاه کبیر (کوروش) در شنبه بیست و یکم مرداد 1385 ساعت 18:39 | لینک ثابت |
سلام عزیزان

خوبید؟  تولد حضرت علی و

روز پدر به همه ی بابا ها و پدر های آینده (چیه مگه یه جورایی باید به خودم تبریک بگم یا نه) مبارک باشه

تبریک یادتون نره

باشه تبریک نمیخوام ولی نظر یادتون نره

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

به آنچه اميدى بدان ندارى، اميدوارتر باش تا بدانچه بدان مطمئني. همانا برادرم موسى به‏سوى آتش رفت، اما خداوند با او سخن گفت.
(پيامبر اكرم - كنزالعمال)

خوشا بحال شما كه اينك گرسنه ايد، زيرا كه سير خواهيد شد.
خوشا به حال شما كه اينك گريانيد، چرا كه خواهيد خنديد. (انجيل لوقا)

همه ي شما برنده بدنيا مي آييد، چراكه شما محصول پيوند آن اسپرم شجاعي هستيد كه ميلياردها رقيب را كنار زد و خود به تنهايي به معشوقش رسيد. (دكتر وين و. داير)

اى بسا كارها كه اول صعب گشت
بعد از آن بگشاده شد، سختى گذشت

بعد نوميدى بسى اميدهاست
از پس ِ ظلمت بسى خورشيدهاست

هيچ ما را با قبولى كار نيست
كار ما تسليم و فرمان كردنى است (مولوى)

اى پيامبر، به بندگانم بگو: اى بندگانى كه بخود ستم مي كنيد، از رحمت خدا نوميد نباشيد. او همه اشتباهاتتان را مى‏بخشد و بسيار آمرزنده و مهربان است. (زمر53)

على (ع) يكى را ديد نوميد، گفت: « نوميد مباش كه رحمت خدا از تصورات تو عظيم‏تر است».

بيخودى مى‏گفت در پيش خداى،
«كاى خدا آخر درى بر من گشاى!»
رابعه آن‏جا مگر بنشسته بود،
گفت: «اى غافل، كى اين در بسته بود؟!» (عطار)

اميد مانندِ رحمت خدا براى امت من است. اگر اميد نبود، مادرى فرزند خويش را شير نمى‏داد و كسى درختى نمى‏كاشت.
پيامبر اكرم. نهج‏الفصاحة

سايه حق بر سر هر بنده بود
عاقبت، جوينده يابنده بود

گفت پيغمبر كه چون كوبى درى
عاقبت، زان در برون آيد سرى

چون بنشينى سر كوى كسى
عاقبت، بينى تو هم روىِ كسى

چون زچاهى مى‏كـَنى هر روز خاك
عاقبت، اندر رسى در آب پاك (مولانا)

در نوميدى بسى اميد است
پايان شب سيه سپيد است (نظامى)



خطاكاري كه به رحمت خدا اميد دارد، به خدا نزديك‏تر است از عبادت كننده نااميد.
پيامبر اكرم

داناي بزرگ عالم، بهنگام سحر كمي اميد را در پيمانه ي سحرخيزان مي ريزد.
(ويليام شكسپير)

اميدواري تو بين تك تك سلولهايت پخش مي شود. آنهنگام است كه دفاع بدنت بشدت بالا مي رود. از اينروست كه انسانهاي اميدوار كمتر مريض مي شوند. (دكتر الكسيس كارل - برنده ي جايزه ي نوبل پزشكي)


به هنگام سختى مشو نااميد
كه ابر سيه بارد آبي سپيد
(نظامى)

هر وقت به مانعى بر خوردي، بجاي اينكه يأس را براي خودت برگزيني
درس گرفتن و كمي بيشتر عاشق شدن را در دستور كارت قرار بده.
ساموئل اسمايلز


به گردابي چو مي افتادم از غم
به تدبيرش اميدِ ساحلي بود
(حافظ)

عاملى كه اين‏گونه زندگى را بر ما غم‏انگيز ساخته، پيرى و پايان لذّت‏ها نيست، بلكه قطع اميد است.
(ويليام شكسپير)

چون عرصه ي تـنگت ندهد رخصت پرواز
رو آرزوى نعمت بى‏بال و پرى كن
(سعدى)

بعد از هر تنگنا، گشودگيست.

(قرآن)
سهل گير كارها به خود، كز روي طبع
سخت مي گردد جهان بر مردمان سختگير
(حافظ)

خوش آن رمزى كه عشقى را نويد است
خوش آن دل كاندر آن نور اميد است
(پروين اعتصامى)

كسى به بهشت مى‏رود كه اميد آن را دارد.
(پيامبر اكرم)


نوشته شده توسط پادشاه کبیر (کوروش) در سه شنبه هفدهم مرداد 1385 ساعت 16:24 | لینک ثابت |
چهار نفر بودند. اسمشان اين ها بود:
همه کس،

يک کسي،
هرکسي،
هيچ کس.
کار مهمي در پيش داشتند و همه مطمئن بودند که يک کسي اين کار را به انجام مي رساند. هرکسي مي توانست اين کار را بکند،‌ اما هيچ کس اين کار را نکرد. يک کسي عصباني شد، چرا که اين کار، کار همه کس بود، اما هيچ کس متوجه نبود که همه کس اين کار را نخواهد کرد. سرانجام داستان اين طوري تمام شد که هرکسي يک کسي را سرزنش کرد که چرا هيچ کس کاري را که همه کس می تونست انجام بده رو انجام نداد!

--------------------------------------------------------------------

عكس‌ خدا در اشك‌ عاشق‌

قطره‌ دلش‌ دريا مي‌خواست. خيلي‌ وقت‌ بود كه‌ به‌ خدا گفته‌ بود.
هر بار خدا مي‌گفت: از قطره‌ تا دريا راهي‌ست‌ طولاني. راهي‌ از رنج‌ و عشق‌ و صبوري. هر قطره‌ را لياقت‌ دريا نيست
.
قطره‌ عبور كرد و گذشت. قطره‌ پشت‌ سر گذاشت
.
قطره‌ ايستاد و منجمد شد. قطره‌ روان‌ شد و راه‌ افتاد. قطره‌ از دست‌ داد و به‌ آسمان‌ رفت. و هر بار چيزي‌ از رنج‌ و عشق‌ و صبوري‌ آموخت
.
تا روزي‌ كه‌ خدا گفت: امروز روز توست. روز دريا شدن. خدا قطره‌ را به‌ دريا رساند. قطره‌ طعم‌ دريا را چشيد. طعم‌ دريا شدن‌ را. اما
...
روزي‌ قطره‌ به‌ خدا گفت: از دريا بزرگتر، آري‌ از دريا بزرگتر هم‌ هست؟

خدا گفت: هست.
قطره‌ گفت: پس‌ من‌ آن‌ را مي‌خواهم. بزرگترين‌ را. بي‌نهايت‌ را
.
خدا قطره‌ را برداشت‌ و در قلب‌ آدم‌ گذاشت‌ و گفت: اينجا بي‌نهايت‌ است
.
آدم‌ عاشق‌ بود. دنبال‌ كلمه‌اي‌ مي‌گشت‌ تا عشق‌ را توي‌ آن‌ بريزد. اما هيچ‌ كلمه‌اي‌ توان‌ سنگيني‌ عشق‌ را نداشت. آدم‌ همه‌ عشقش‌ را توي‌ يك‌ قطره‌ ريخت. قطره‌ از قلب‌ عاشق‌ عبور كرد. و وقتي‌ كه‌ قطره‌ از چشم‌ عاشق‌ چكيد، خدا گفت: حالا تو بي‌نهايتي، چون كه‌ عكس‌ من‌ در اشك‌ عاشق‌ است.

نوشته شده توسط پادشاه کبیر (کوروش) در یکشنبه پانزدهم مرداد 1385 ساعت 22:19 | لینک ثابت |
مهاتما گاندی،تمام عمر جنگید،تا موفق شد هندوستان را از سلطه ی انگلستان آزاد کند. وقتی

گفتند که او یکی از بزرگترین شخصیت هایی است که تاکنون در تاریخ جهان ظاهر شده،پاسخ داد:

*-من من چیز تازه ای ندارم تا بدنیا بیاموزم.راستی و عدم خشونت به اندازه ی کوهستان ها قدمت

دارند.تنها کاری که من کرده ام،تلاش برای گذاشتن این ۲اصل در بلندترین جایگاه خود بوده است.هنگام

این تلاش،بسیار اشتباه کردم و از اشتباه های خودم بسیار آموختم.

آنان که به این واقعیت های ساده باور دارند،تنها هنگامی میتوانند به ترویج آنها بپردازند که مطابق با آنها

زندگی کنند.به تمامی اعتقاد دارم که هر زن یا مردی میتواند آن چه را که من انجام دادم،تحقق بخشد،

اگر همان تلاش را انجام دهد،و همان امید و ایمان را رشد دهد.

*پائولو کوئلیو----دومین مکتوب

نوشته شده توسط پادشاه کبیر (کوروش) در یکشنبه پانزدهم مرداد 1385 ساعت 22:13 | لینک ثابت |
 
business articles
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar