من نمی خواستم متن مصاحبه یا حتی خلاصه ای از اونو اینجا بزارم ولی با درخواست یکی از عزیزان خلاصه ای از مصاحبه رو میزارم
------------------------------------------------------------------------------------
رئيس جمهوري ايران در مصاحبه با شبكه خبري سيبياس گفت انتظار دارد جرج بوش، رئيس جمهوري آمريكا رفتار خود را تغيير دهد.
به گزارش فارس، محمود احمدينژاد در اين مصاحبه كه سهشنبه گذشته انجام شد. در پاسخ به اين پرسش كه در انتظار چه پاسخي از سوي بوش به نامه خود بوديد، گفت: «انتظار دارم آقاي بوش رفتار خود را تغيير دهد. من اميدوارم روزنه جديدي براي اين آقا باز كنم. قطعا ميتوان از چشمانداز ديگري به جهان نگاه كرد. شما ميتوانيد مردم را دوست داشته باشيد. شما ميتوانيد با استفاده از زبان ديگري با مردم خاورميانه صحبت كنيد تا اينكه از يك رژيم تحميلي حمايت كوركورانه انجام دهيد، آنها ميتوانند روابط مناسبتري با مردم منطقه داشته باشند.»
وي سپس پيامي را براي رئيس جمهور بوش فرستاد: «لطفا به او اين پيغام را برسانيد آقا. افرادي كه دعوت به سوي خوبي را نميپذيرند، سرنوشت يا پايان خوبي نخواهند داشت.» رئيس جمهوري ايران افزود: «شما ميبينيد كه محبوبيت وي هر روز كاهش مييابد. نفرت از رئيس جمهوري آمريكا هر روز در سراسر جهان افزايش مييابد. براي يك حاكم اين بدترين پيامي است كه ميتواند دريافت كند. حاكمان و سران دولتها در پايان دورههايشان بايد سربلند باشند.»
وي درباره لبنان و نقش حزبالله در اين كشور تصريح كرد: «حزبالله يك سازمان مردمي در لبنان است و آنها در حال دفاع
از سرزمين خود هستند. آنها از خانههايشان دفاع ميكنند و بر اساس منشور سازمان ملل هر فردي حق دفاع از خانهاش را دارد.» وي افزود: «آنچه من ميگويم اين است كه كشتار بيگناهان مذموم است و انجام اين كار يعني آواره كردن مردم و تبديل آنها به آوارگان نيز بايد نكوهش شود.»
احمدينژاد با اعلام مخالفت با رفتار آمريكاييها و انگليسيها تصريح كرد: «آنها پيشرفتهترين تجهيزات نظامي را به صهيونيستها ميدهند و آنها حمايت كامل خود را از اسرائيل اعلام كردند. ما معتقديم اين مسئله آينده همه مردم از جمله مردم آمريكا و اروپا را تهديد ميكند. بنابراين ما ميپرسيم چرا دولت آمريكا از اين رژيم جنايتكار حمايت كوركورانه ميكند.» وي افزود: «بمبهاي ليزري كه به صهيونيستها داده شده و آنها پناهگاه كودكان و زنان بيدفاع را هدف قرار دادهاند.»
رئيس جمهوري ايران در پاسخ به اين پرسش كه آيا حزبالله منجر به درگيريهاي اخير نشد، گفت: «به من بگوييد آيا لبنانيها در حال حاضر داخل سرزمينهاي اشغالي هستند يا برعكس آن و نيروهاي صهيونيست در داخل خاك لبنان هستند. لبنان در حال دفاع از استقلالش است. همگي ما از وقوع جنگ خوشحال نيستيم. به همين دليل است كه در اولين روز اين درگيري را محكوم كرديم و ما خواستار آتشبس سريع شديم.» وي تاكيد كرد شوراي امنيت سازمان ملل قطعنامه آتشبس موثري را تصويب نكرد زيرا شوراي امنيت تحت نفوذ آمريكا قرار دارد. احمدينژاد افزود: «دليل آن اين است كه شوراي امنيت سازمان ملل حافظ منافع آمريكاييها و انگليسيها است. آنها قصد ندارند امنيت را تامين كنند. اين بسيار روشن است.»
وي گفت: «شوراي امنيت براي كمك به ايجاد صلح و عدالت ايجاد شده است اما ما ميبينيم كه به ظلمها پاسخ نميدهد. اگر ما در پي يافتن ريشههاي اين مسئله باشيم، دست آمريكاييها و انگليسيها را ميبينيم. مردم، مردم بيگناه كشته ميشوند و خانههايشان ويران ميشود. شوراي امنيت كجاست؟ همچنين پيشنويس قطعنامهاي كه توزيع شد، تنها در جهت منافع يك گروه است و عادلانه نيست.»
رئيس جمهوري ايران همچنين تاكيد كرد شوراي امنيت سازمان ملل همچنين با تلاش براي جلوگيري از پيشرفت ايران در دستيابي به انرژي هستهاي به دستورات آمريكا عمل ميكند. وي افزود: «اما اگر آقاي بوش فكر ميكند كه ميتواند پيشرفت ما را متوقف كند، بايد بگويم وي قادر به اين كار نخواهد بود.» احمدينژاد اظهار داشت: «ما ميخواهيم به فناوري هستهاي دسترسي داشته باشيم. ما ميخواهيم سوخت توليد كنيم. فكر نميكنيد مهمترين مسئله جهان فردا انرژي خواهد بود؟» وي گفت: «ما فكر ميكنيم گروه آقاي بوش و گروههاي حامي وي ميخواهند منابع انرژي جهان را در دست بگيرند. زيرا هنگامي كه آن را در اختيار داشته باشند، ميتوانند عقايد و نظرات و سياستهاي خود را به ديگر كشورها تحميل كنند و البته جيب خود را پر كنند.»
رئيس جمهوري ايران افزود: «رئيس جمهور بوش گفته است به ايران اجازه دستيابي به سلاح هستهاي نميدهد. آيا شما اين را باور ميكنيد؟ اصولا ما به دنبال بمب نيستيم. مشكلي كه بوش دارد اين است كه در ذهن خود ميخواهد همه چيز را با بمب حل كند. زمان بمباران گذشته است. ما اين زمان را پشت سر گذاشتهايم. امروز دوران تفكر، گفتوگو و تبادل فرهنگ است.»
وي عليرغم اصرار مصاحبهكننده مبني بر تغيير موضوع به موضع ايران در قبال رژيم صهيونيستي گفت: «آمريكاييها بيش از حد حساس هستند و البته دولت آمريكا. من نميدانم آنها چرا مخالف پيشرفت ايرانيها هستند.» احمدينژاد در پاسخ به اين پرسش كه آيا واقعا معتقد است آمريكا مخالف پيشرفت ايران است، تصريح كرد: «بله اين درست است. اين همان چيزي است كه من ميگويم.» وي افزود: «پيش از انقلاب، دولتهاي آلمان، فرانسه و آمريكا و كانادا قراردادهايي را با ما براي توليد سوخت هستهاي در داخل ايران امضا كردند اما پس از استقرار جمهوري اسلامي سريعا مخالفت آنها آغاز شد. درحال حاضر آنها با فناوري هستهاي ما مخالفند. اكنون چرا اينگونه شده است؟»
رئيس جمهوري ايران پس از اصرار بسيار زياد مصاحبه كننده درباره رژيم صهيونيستي گفت: «من فكر ميكنم دولت اسرائيل يك دولت ساختگي است.» وي تاكيد كرد اين رژيم پس از هولوكاست ساخته شده، واقعهاي كه خود نيز ساختگي است.
احمدينژاد گفت: «من اين را گفتم كه اگر هولوكاست يك واقعيت است، در كجا رخ داده است؟» مصاحبه شونده پاسخ داد: «در آلمان. پس شما ميخواهيد بگوييد به دليل آنكه هولوكاست در آلمان رخ داده، اسرائيل بايد به آلمان منتقل شود؟»
رئيس جمهوري ايران تاكيد كرد: «من اين مسئله را نميگويم. اگر ظلمي در آلمان يا اروپا رخ داده، چرا بايد فلسطينيها پاسخ آن را بدهند؟ آنها هيچ نقشي در اين مسئله نداشتند. چرا پس از هولوكاست آنها فلسطين را اشغال كردند؟ ميليونها نفر را آواره كردند. هزاران نفر را تاكنون كشتهاند آقا. هزاران نفر را زنداني كردهاند. خوب در حال حاضر اين جنگ بزرگ به همين خاطر به راه افتاده است.»
وي در پاسخ به ادعاها عليه ايران درباره دخالت در حملات در عراق گفت: «ما از كشته شدن مردم عراق بسيار ناراحت هستيم. من معتقدم حاكمان آمريكايي بايد ذهنيت خود را تغيير دهند. من از شما ميپرسم ارتش آمريكا چه كاري در داخل عراق انجام ميدهد؟ عراق دولت و پارلمان دارد و يك ملت متمدن با تمدني تاريخي دارد. اينها افرادي هستند كه ما با آنها روبرو هستيم.»
احمدينژاد در پاسخ به اين پرسش كه آيا فكر ميكند صدام حسين يك رهبر منطقي و متمدن بوده و اينكه آيا آمريكا در رفتن به عراق اشتباه كرده است، گفت: «داستان صدام نزديك سه سال است كه به پايان رسيده و وي به گذشته تعلق دارد و آمريكاييها به طور علني ميگويند كه ما مدتها در اينجا خواهيم ماند. بنابراين سوال اين است كه بر اساس قانون بينالملل، مسئوليت تامين امنيت به عهده اشغالگر و نه ارتش آن كشور است. بنابراين من ميپرسم چرا آنها امنيت را تامين نميكنند؟»
وي آمريكا را ظالم بزرگ خواند و افزود آمريكا در حال ظلم به عراق است. رئيس جمهوري ايران تاكيد كرد: «ما با ظلم مخالفيم. ما از هر فردي كه قرباني شده و مظلوم واقع شده حتي مردم مظلوم آمريكا حمايت ميكنيم.» وي در پاسخ به اين پرسش كه درباره جرج بوش چه فكر ميكند، گفت: «فكر ميكنم آقاي بوش ميتواند در خدمت مردم خود باشد. وي ميتواند اقتصاد آمريكا را با استفاده از روشهاي مناسب بدون كشتار افراد، بيگناهان، بدون اشغالگري و بدون تهديد نجات دهد. من بسيار ناراحت شدم كه شنيدم يك درصد از كل جمعيت آمريكا در زندان هستند. 45 ميليون نفر پوشش درماني ندارند. اين بسيار ناراحتكننده است.»
وي در پاسخ به اين پرسش كه حاكمان ايران و آمريكا چند سال است كه با يكديگر گفتوگو نكردهاند، گفت: «26، 27 سال.» احمدينژاد در پاسخ به اين پرسش كه آيا مايل به ازسرگيري روابط با آمريكا است، گفت: «من از شما ميپرسم چه كسي روابط را قطع كرد. ما مايل به داشتن روابط با همه دولتها و همه ملتها هستيم. اين اصل سياست خارجي من است و بايد شرايط مناسب آن وجود داشته باشد.» وي در پاسخ به اين پرسش كه منظور از شرايط مناسب چيست، تاكيد كرد: «به ساختار دولت آمريكا و رفتار دولت آمريكا نگاه كنيد. ببينيد آنها چگونه با ملت من صحبت ميكنند. آنها ميخواهند امپراتوري بسازند و نميخواهند با صلح در كنار ديگر ملتها زندگي كنند. براي من بسيار روشن است كه آنها بايد رفتار خود را تغيير دهند و همه چيز حل شود.»
رئيس جمهوري ايران در پاسخ به پرسشي درباره حضور شهادتطلبها در سپاه پاسداران گفت: «آيا شما انتظار داريد آمريكاييها ما را تهديد كنند و ما بيتفاوت نشسته و دست روي دست آنها را نگاه كنيم؟» وي در پاسخ آخر خبرنگار سيبياس كه آيا آمريكاييها او را تهديد كردهاند، گفت: «اميدوارم آمريكاييها دست از تهديد ديگر ملتها بردارند تا شما نيز مجبور به پرسيدن اين سوالها نباشيد. اميدوارم خوش باشيد.»
فکر کنم تا حالا دیگه همتون از مصاحبه ی آقای احمدی نژاد با خبرنگار شبکه ی سی بی اس
مطلع شدید و از جزئیات آن هم خبر دارید. من یک گزارش و مصاحبه در مورد این گفتگو از سایت
بازتاب خواندم که فکر میکنم اگه شما هم از اون مطلع شوید خالی از لطف نیست.
--------------------------------------------------------------------------------------------------
مصاحبه آقاي احمدي نژاد با خبرنگار كهنه كار شبكه سي بي اس امريكا آقاي مايك والاس كه برنامه 60 دقيقه او مخاطبان فراواني در امريكا دارد انعكاس فراواني در افكار عمومي مردم امريكا داشته است.
به گزارش خبرنگار بازتاب از نيويورك؛ در اين مصاحبه مايك والاس، مدام در صدد طرح نكاتي بود كه عملا بطلان اين نكات و نظريه ها سالهاست براي همه جهانيان به اثبات رسيده است. از جمله دادن كليد بهشت توسط امام خميني به جوانان ايراني كه براي دفاع از كشور به جبهه بروند و شهيد شوند.
هم چنين، خبرناگار روزنامه پرتيراژ امريكايي يو اس اي تودي كه با دو ميليون و پانصدهزار تيراژ روزنامه و همچنين ده ميليون نفر بازديد كننده از سايت اينترنتي خود، رتبه اول مخاطبين در آمريكا را از آن خود نموده است. در مصاحبه با خبرنگار بازتاب نكات قابل توجهي را در مورد اين مصاحبه بيان نمود.
باربارا اسلاوين خبرنگار اين روزنامه مي گويد؛ مايك والاس كه يكي از قديميترين روزنامه نگاران و مجريان برنامه هاي خبري تلويزيون است و در كارنامه خود انجام مصاحبه با امام خميني را هم دارد، در سالهاي بازنشستگي قرار داشته و هديه رئيس جمهور ايران براي اتمام كار او بسيار مناسب بود. و وجهه مناسبي را براي رئيس جمهور ايران ايجاد نمود.
باربارا اسلاوين كه خود، سال گذشته با رئيس جمهور ايران مصاحبه مطبوعاتي داشته است. ادامه ميدهد كه رئيس جمهور بسيار عالي در اين مصاحبه عمل نمود و اعتماد به نفس او، از سال پيش كه با او مصاحبه داشته ام بيشتر شده بود.
همچنين باربارا اسلاوين ادامه داد كه؛ رييس جمهور بسيار مي خنديد و آقاي والاس واقعا نشان داد كه سنش بالا رفته است. رييس جمهور ايران هديه مناسبي به والاس داد، اما مايك والاس خود را براي شكل مقابله اي كه در مصاحبه، براي خود ايجاد كرده بود، به درستي آماده ننموده بود و شيوه مقابله مايك والاس در مصاحبه به نحو شايسته و مناسبي عمل نكرد.
براي سير كردن هر راهي كه بگي وجود داره. از پفك تا كله پاچه! تو اين دنيا ميشه به هر جور غذايي عادت كرد. يه رفيق داشتم كه از ماهي متنفر بود. دو سال پيش رفت بنگلادش و بهم نامه ميده و ديگه الان يك كله ماهي خور درست و حسابي شده. تازه جديدا بهم نوشته بود كه بهترين غذاي دنيا ماهي آزاد آب پزه !! يا تو فيلم پاپيون يارو به خوردن حشرات تو تبعيد عادت كرده بود.
خلاصه بگم كه روح ما خدا نكنه به آشغال خوري بيفته. آدمايي كه بجاي غذاي مقوي به روحشون تخمه ميدن بخوره هميشه فكر ميكنن كه ميل گرسنگي در آنها نيست يعني يه جورايي اونا كم دارن و هميشه حسرت اونهايي رو ميخورن كه با انرژي دارن به هدفهاشون يكي بعد از ديگري ميرسن. اين تخمه خورهاي آماتور( يا حرفه اي- بستگي به سنشون داره-) هميشه از نرسيدن به آرزوهاشون مي نالن اما مشكل از اون تخمه هه است. بقول مولانا علت عدم تحرك بعضي آدمها بخاطر سير كردن روح با پستيها ست.
پس ز بي جوعيست و ز تخمه ي مدام ...... اين ملالت ني ز تكرار كلام
بگذاريم كمي گرسنه شويم. يه كمي آرزو بكنيم. بخدا گناه نداره. اونم همينجوري واسه دستگرمي و هر وقت بيكار شديم....نه. يه كمي جدي آرزو بكنيم. يعني روي آرزوهامون گير بديم.
خوشبختانه هيچ كس نميتونه خوشبختي رو براي ما تعريف كنه. خوشبختي براي فرد فرد آدمها تعريف ميشه. بياين يه ذره كارها رو آسانتر بگيريم. كمي دنيا رو كوچولوتر ايني كه فكر ميكنيم بدونيم. بخدا دنيا به اين گل و گشادي كه ميگن نيست. همه چي حساب كتاب داره. بخدا ما تو اين دنيا يه ذره ي كوچولو نيستسم كه خدا محل سگ هم بهمون نذاره. خدا خودش ميگه : ما انسان را خلق كرديم تا هر چي تو آسمون و هر چي تو زمينه رو به تسخير او در آوريم. (و سخرنا لهم السموات وما في الارض ).اونوقت آدم ميره تو كوچه خيابون و عده اي رو ميبينه كه هميشه خيلي پرتن! يارو داره سگدو ميزنه. اون يكي داره با ساعت و ماشين نوش پز ميده.و ...
اگه درست نگاه كنيم همه ي اطراف ما پر از هيجان و شوره. خوشبختانه هميشه اختيار احساسات خودمون رو داريم. (ميگيد نه آب زيادي بخورين و بريد تو اتوبوس بين شهري بشينيد و ببينيد كه ساعتها ميتونين احساست خودتون رو كنترل كنين.!) مي تونيم موفق بشيم و به تك تك آرزوهامون برسيم. ميتونيم هم نرسيم. من فكر ميكنم درد اصلي عده ي زيادي از آدمهاي اطرافمان اينه كه دقيقا نميدونن چي ميخوان. به قول آنتوني رابينز: من در اطرافم هيچ انسان تنبلي نميبينم. هر كي هست اهداف ضعيفي تو سرش داره. اين درسته و آدمهاي اطراف ما هدفهاشون رو ميخوان ولي نمي خوان.
يه نكته هم در همين اول كار مهمه. اينكه آدم فكر كنه نمي ذارن به هدفش برسه يه طرز فكريه كه از آمپول هوا زودتر ميكشه. ما كه هر چي آدم موفق ميبينيم از وسط همين كره بلند شده.
اگه فكر ميكنين كه بايد همه ي شرايط براتون مهيا باشه تا بتوننين به آرزوهاتو برسين بايد بهتون بگم كه : داداش سياره رو اشتباه اومدي. اينجا زمينه !



یکی بود، يكي نبود. يه روز، يه پادشاهي بود كه از كره، دايره و هرگونه انحنا بدش ميومد و آرزو داشت همه چيز رو مكعبي درست كنه. تا اينكه يه روز جلوي آينه رفت و ديد كه داره پير ميشه و هنوز به آرزوهاش نرسيده. هول كرد. نگران شد و دستور داد كه همه ي دانشمندان عالم جمع بشن و طرح هاي خودشون رو براي مكعبي شكل كردن اشياء ارائه كنن. دانشمندان چار گوشه ي عالم جمع شدند و سمينارها تشكيل دادن و بحثها كردن و با زحمت فراوان طرحهاي فراواني به مهندسها مي دادن و اونا هم با صرف هزينه هاي كلان همه چيز رو به اجزاي چهارگوش و مكعبي تغيير شكل مي دادند. كوهها رو تراشيدند. معماريها عوض شد. چرخهاي ماشينها مكعبي شدند. حتا موفق شدند كه تخم مرغ و هندونه هاي مكعبي بسازن. مد شده بود كه ملت دماغاشون رو مكعبي ميكردن و باهاش پز مي دادن. روي پاكتهاي سيگار هم نوشته شده بود: ”هركس مكعب را دوست ندارد، حتما دايره را دوست دارد بنابراين دشمن ماست!“
از اون روزا، سالها گذشت و طرح مكعبي كردن اشيا به پايان رسيد. پادشاه كه حسابي پير شده بود يه روز تصميم گرفت دور تا دور كشورش رو با كشتي سياحت كنه و از اينكه به آرزوش رسيده و با اطمينان خاطر ميتونه در سرزميني گام بذاره كه هيچ چيز توش كروي نيس لذت ببره.
عصاش رو كه از قطعات مكعبي كوچولو ساخته شده بود، بدست گرفت و روي عرشه ي كشتي مكعبيش وايساد. كشتي جلو ميرفت و پادشاه از كوهها و درختهايي كه بصورت مكعبي آرايش شده بودند احساس شعف زيادي مي كرد.
كشتي تو رودخونه ميرفت و ميرفت تا اينكه به يك پيچ رسيد. پادشاه در كمال حيرت مشاهده كرد كه كشتي براي پيچيدن دور نزد، بلكه بازوهايي مكانيكي از تو ساحل كشتي رو گرفتن، بلند كردن، نود درجه چرخوندنش و در مسير نهايي پيچ قرارش دادن. پادشاه كه اين طرح رو خيلي پسند كرده بود، فريادي زد و به مشاورش گفت: ”اينك ما در مقامي ايستاده ايم كه لياقت حكومت بر تمام دنيا رو داريم. هركس مثل ما زندگي كند در امان خواهد بود.“ او از فرط خوشحالي و تكبر عصاش رو تو آب پرتاب كرد و گفت: ”پس اون خدايي كه ميگن قدرتمنده كو؟“ ناگهان چيزي ديد كه باور نمي كرد. از همونجايي كه عصاش تو آب فرو رفته بود، يه حباب كاملا گرد و كروي گستاخانه داشت بالا ميومد. بر سر مشاورش فريادي زد و گفت: ”اين چرا گرده. چرا براي اين حباب فكري نشده؟“ مشاور گفت: ”قربان، تغيير شكل اين شيء محاله.“ پادشاه كه عيشش رو بهم خورده مي ديد از شدت خشم هفت تيرش رو در آورد و بسمت حباب تير اندازي كرد اما از محل فرود آمدن هر گلوله توي آب چندين حباب كروي و كاملا گرد بالا مي اومد. در حالتي كه هيستريك شده بود فرياد زد: ”اينا رو، اين حبابهاي گستاخ رو بكشيد. اونا دشمنان سرزمين ما هستند.“ او كه كنترلش رو از دست داده بود شروع به شليك به زمين و آسمون كرد. نديمان و چاكران او رو گرفتن و آرومش كردن. بعد از مدتي كه كمي آرومتر شد روي عرشه افتاد و گفت: ”اگر با قوانين تو به مخالفت برخيزم، عليه خود قيام كرده ام كه تو چيره اي و همه ي ذرات عالم از تو اطاعت مي كنند. ذرات عالم چه شجاعانه قوانين طبيعت تو را بنمايش مي گذارن و من فهميدم كسي در عالم از من اطاعت نمي كنه. من كاري نمي توانم بكنم جز اينكه مانند اين حباب تو را دوست بدارم كه تو چيره تر از اين حرفهايي“
منظوره من از عکس روز اینه که شبا اینو نیگا نکنین
همدیگر را دیدند وآغاز به مرور سالهای سیاه اختناق کردند،زمانی که مردم بدون گذاشتن رد پایی از خود ناپدید می شدند.در اوج صحبت،یکی از دیگری پرسید:
-چند سال در زندان ماندی؟
-دو سال
من شکنجه هایی کشیدم که هیچ کس نمی تواند تصور کند.جلو چشمهایم به همسرم تجاوز کردند.اما مسوولان این کار هرگز دستگیر و محکوم نشدند.
-بسیار خوب.آیا روح تو آنها را بخشیده است؟
-معلوم است که نه!
-پس هنوز زندانی آنها هستی
-------------------------------------
از دوستان عزیز خواهش میکنم متن بالا را خوب بخوانند و نظر خودشان را بگویند
