----------------------------------------------------------------------------------------------------
ترکه ميره بيمارستان آمپول بزنه پرستاره بهش ميگه که شلوارتو دربيار ترکه ميگه من خجالت ميکشم اول شما دربياريد !!!!!
قزوينه به زنش ميگه عزيزم بيا حرفاي عاشقانه بزنيم، زنش ميگه تو اول شروع کن قزوينه ميگه داداشت خوبه
--------------------------------------------------------------------------
سهم من از شب شاید همان ستاره ای باشد که همیشه پنهان است همیشه همیشه همیشه... و یا به قول قاصدک ستاره ای من همان است که پیدا نیست ..---
---------------------------------------------------------------------------------
. اگر دبير رياضي بودم ثابت ميكردم كه چگونه شعاع نگاهت از مركز قلبم مي گذرد
اگر دبير شيمي بودم نام تو را در قلبم پخش مي كردم تا محلول با محبت شود
اگر دبير ديني بودم مي دانستم كه بعد از خدا تو را مي پرستم
اگر دبير جغرافي بودم مي دانستم كه خوش آب و هوا ترين منطقه آغوش گرم تو است
و اگر دبير زبان بودم با زبان بی زباني مي گفتم
عاشقتم
--------------------------
خودمونیما پست قر و قاطیم حال میده
این آخری به مناسبت بازگشایی مدارس بود
در ضمن من هیچ مسوولیتی در مورد جوکها نمی پذیرم کاملا کپی شده بودند
زشت، زيبا نيست
- George Bernard Shaw
جوانان همينكه پا به دايره ي زندگاني مي گذارند، انواع لذات و اسباب خوشگذراني را اطراف خود مي بينند. اگر خود را به خواهشهاي نفس بسپارند، بخاك گمراهي خواهند افتاد؛ و اگر در كل با اين هوا و هوس مدارا كنند خرده خرده قوه ي دفاع در برابر آنها را از دست مي دهند تا اينكه دست آخر از مقاومت در برابر كششهاي آن عاجز مي گردند. پس بهتر آنستكه انسان از همان نخست به اطاعت هوا و هوس تن در ندهد تا آسودگي هميشگي كسب كند. لازم به گفتن است كه اگر يكبار در اطاعت هواي نفس سهل انگاري بنماييم در مرتبه ي دوم گوش دادن به وسوسه هاي آن آسانتر است و رفته رفته ديگر نمي توان با گمراهي مقاومت كرد و نمي توان عادات ناپسند را از خود دور نماييم.
هيوملر مي گفت: ”من يك مرتبه بر خودم حتم كردم كه از يك ميل نفساني دست بردارم و بدينوسيله از بزرگترين آفات سلامت جستم.“ و تفصيل آن اين بود كه در اوقاتي به بنايي اشتغال داشت يكي از دوستانش دو گيلاس ويسكي (نوعي از مسكرات) بدو تعارف كرد، او هم آنرا نوشيد. وقتي به خانه رفت و كتابي را كه هميشه دوست مي داشت را باز كرد كه مطالعه كند ديد كلماتش در برابر چشمش به حركت درآمدند، فهميد از تأثير مشروب است. از همان وقت با خود عهد كرد كه ديگر لب به مسكرات نيالايد و قواي عقلي خود را قرباني يك لذت آني ننمايد و همين يك عهد او را به بلند همتي و شرف هميشگي نائل ساخت. بدترين عقبايي (سرنوشتي) كه در راه جوانان يافت مي شود مستي است و خوشبخت كسيست كه خود را سالم از اين عقبا (سرنوشت) بگذراند. سر والتر اسكات مي گويد: ”چيزي مانند مستي شئون انسان را پست نمي كند“ دكتر جينز مي گويد: ”نخوردن آن آسانتر و بهتر از حد اعتدال آنست.“
انسان هرچند پا به سن بگذارد و پير شود، هنوز وقت تحصيل و دانش از وي نگذشته است و ما مي توانيم شواهد بسياري بر اين مدعا بياوريم. از آن جمله سر هنري اسپيلمن است كه بين پنجاه و شصت به تحصيل علوم مشغول شد. فرانكلين آمريكايي وقتي فلسفه ي طبيعي را شروع نمود كه عمرش 50 سال بود. فيري هنگاميكه بخواندن زبان فرانسه و آلماني و ايتاليايي همت گماشت تا كتب چندي كه در فلسفه ي مكانيك زمانش را بخواند چهل و شش سال داشت. رابرت هيل در پيري به تحصيل زبان ايتاليايي اقدام نمود تا ببيند كه مقايسه اي كه ماكولي مشهور بين ميلتن شاعر انگليسي، و دانته شاعر ايتاليايي نموده است درست است يا نه. هندل قبل از اينكه كتابهاي مشهور خود را منتشر نمايد چهل و هشت سال داشت و ... ما مي توانيم هزارها شخص را ذكر نماييم كه پس از تقدم در سن، راه تازه اي براي خويش باز كردند و مسلك در حيات يافتند. كسي نبايد بگويد وقت تحصيل من گذشته است و سن من براي تحصيل مقتضي نيست. كساني كه به اين معاذير (عذرها و بهانه ها) متمسك (وابسته) مي شوند، يا تنبل اند يا جبان (ترسو). (2)
- ساموئل اسمايلز*
بسياري از بزرگان ايران زمين هم اين طرز فكر را زندگي كرده اند. مثلا مولوي در سن پنجاه سالگي زبان يوناني را براي خواندن كتابهاي معروفي از فلسفه ي يونان باستان ياد مي گيرد. ابو ريحان بيروني در هنگام مرگ، هنگاميكه در بستر افتاده بوده از دانشمندي كه به ملاقاتش مي آيد سؤالي مي كند. دانشمند پاسخ مي دهد كه استاد شما درد مي كشيد. آخر چه جاي سؤال علميست؟ ابو ريحان مي گويد: مي دانم كه فرشته ي مرگ مرا تا لحظاتي ديگر در خواهد ربود. اما آيا دانا بر اين سؤال از دنيا بروم بهتر است يا ندانسته تسليم مرگ شوم؟
مي گويند بوعلي سينا در روزهاي آخر عمرش در حال يادگيري زبان آشوري بوده است.
استاد احمد بيرشك در مصاحبه ي تلويزيوني خود گفت: ”من اينك كه از نعمت حيات برخوردارم، نه اينكه در قيد حياتم چرا كه حيات قيد نيست، اينك كه از نعمت حيات برخوردارم شبها ساعت 2 بيدار مي شوم و در اتاقم شروع به تحقيق بروي مطالب علمي در باب تقويم ايراني مي كنم و به اخيرا به نكته ي عجيبي برخورد كرده ام كه خيام در محاسبات تقويم خود دقتي كه بكار مي برد 8000 برابر دقت تقويم اروپاييست. يعني طبق تقويم اروپايي در هر چهارصد سال يكسال اشتباه رخ مي داده است اما با تقويم شمسي خيام در هر سه ميليون سال يكسال خطا رخ مي دهد. همين به من انرژي مي دهد كه بيشتر بدانم و كمتر در خواب غفلت بمانم.“
پيامبر اكرم در سن چهل سالگي از اسرار عالم هستي با خبر شده و به پيامبري مبعوث شدند.
استاد محمود حسابي كه در مدت ده سال توانست ليسانس ادبيات، مهندسي عمران، مهندسي برق، مهندسي معدن، زيست شناسي، پزشكي، نجوم، رياضي و دكتراي فيزيك خود را بگيرد مي گفت: ”وقتي مي دانم، تراش مي خورم و سبكتر مي شوم.“
-------------------------------------------------------
(1) مرجع: http://www.positivepress.com
(2) مرجع: ص231 كتاب Self Help.

صداي گامهايي خسته و پر اميد بر دل ِ باد مهمان است.
آيا عاشقيست به سوي جاده هاي بيكران كه اينچنين از ميان ِ كوچه ي خسته مي گذرد.
صدايي در باد غوغا مي كند.
آسمان و زمين شتابان در جستجوي صدا تا كيست عاشقي ديگر كه اينگونه به سوي ابديت گام برميدارد و خواب مرگبار ِ دشت را با صداي عظيم قدمهايش در هم مي شكند.
او كه مي رود تا جاودان گردد.
تا بهشت را به زمين آورد و عشق را چون گرده ي گل در هوا افشاند.
به دشمنان خود
و هر چه در آخرت قسمت كرده اي
به دوستان خود ده
كه مرا تو بسي؛"
"بار خدايا! اگر مرا فرداي قيامت به دوزخ فرستي
سري آشكار كنم كه دوزخ از من به هزارساله راه بگريزد"؛
"خدايا! كار من و آرزوي من در دنيا -از جمله ي دنيا-
ياد تست
و در آخرت -از جمله ي آخرت-
لقاي تست.
از من اينست كه گفتم
تو هز چه خواهي ميكن؛"
" بار خدايا ! اگر مرا در دوزخ كني
من فرياد برآرم كه
وي را دوست داشتم؛ با دوست اين كنند؟!؛"...

